تاريخچه ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای
تاريخچه ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای ( 1 )
دستيابي به شكافت
با دستيابي به شكافت هستهاي، قرن دانشمندان كه روي مواد طبيعي كار مي كردند؛ دگرگون شد. نخستين رويداد مهم كشف راديواكتيويته توسط هنري بكرل ( Henri Becquerel ) در فوريهي 1896 بود. سـال بعد، جي جي تامسون ( J.J.Thomson ) الكترون را در طي آزمايشات اشعهي كاتدي كشف كرد. اين كشفيات نتيجهي معادلهي معروف آلبرت اينشتين ( Albert Einstein ) بود. معادلهی E=mc2 در سال 1905 منتشر گرديد. بنابراين، زمينهي طرح اين ايده كه مقدار كوچكي ماده ميتواند مقدار بسيار بزرگي انرژي آزاد كند، به وجود آمد ( شکل ۱ ).

شکل ( ۱ ). اینشتین و لیو اسزیلارد.
شش سال بعد، ارنست رادرفورد ( Ernest Rutherford ) در هنگام بمباران ورقهي نازكي از طلا با ذرات آلفا، هسته را كشف كرد ( شکل ۲ ). كشف هسته توسط جيمزچادويك ( James Chadwick ) كاشف نوترون در سال 1932 دنبال شد. هنگامي كه نوترون در مؤسسهي راديوم در فرانسه بررسي ميشد، آيرن ( Irene ) و فردريك جوليوت ـ كوري ( Frederic Joliot-Curie ) نخستين راديواكتيويتهي مصنوعي را توليد كردند.

شکل ( ۲ ). ارنست رادرفورد.
در رم در دههي 1930، انريكو فرمي ( Enrico Fermi ) تحقيقات در مورد ابداع ايزوتوپهاي راديواكتيو جديد به وسيلهی بمباران نوتروني را شروع كرد ( شکل ۳ ). فرمي در توليد تعداد زيادي ايزوتوپهاي راديواكتيو با اين روش موفق شد. اگرچه، او موفق نشـد وقتي كه اورانيوم با نوترونها بمباران ميشود و هستهي اورانيوم گاهي شكافته ميشود و مقادير بزرگي انرژي و پارههاي راديواكتيو از عناصر سبك آزاد ميشود را مشاهده كند.

شکل ( ۳ ). انریکو فرمی.
راديوشيميدانهاي سراسر جهان در مورد مشخص كردن عناصر جديد ترااورانيومي شروع به كار كردند. در برلين، اتوهان ( Otto Hahn) و فريتز استراسمن ( Fritz Strassmann ) كشف كردند كه اورانيوم به عناصر ترااورانـيـومي يا عنـاصر سنگينتر در جدول دورهاي عناصر تـبـديل نميشود، بلكه بـه دو عنصر كه عدد جرمياش معادل جـرم اورانيوم اسـت، شـكافته مـيشود. هــان كشفش را به همـكار يـهـوديش، ليـس ميـتنر ( Lise Meitner ) نوشت ( ميتنر به علت وضع قـوانين نژادي هيتلر از آلمان خارج شده بود ). ميتنر اين اطلاعات را به برادرزادهاش ( خواهرزادهاش ) كه براي نيلز بوهر ( Niels Bohr ) كار ميكرد، منتقل نمود ( شکل ۴ ). بوهر به طور منظم نتايج را به آمريكا منتقل ميكرد.

شکل ( ۴ ). لیس میتنر.
ليو اسزيلارد ( Leo Szilard ) و ساير دانشمندان در آمريكـا به سرعت نتيـجـهي تماشايي را كشف كـردند: وقتي شكـافت رخ ميدهد، 2 يا 3 نوترون آزاد ميشود. اين نوترونها ميتوانند به ساير هستهها برخورد كـنند و واكنشهاي شكافتي بيشتري را توليد كنند ـ يك زنجيرهي واكنش، مـقـدار بسيار بـزرگي انـرژي آزاد ميكند.
با توجه به جو وحشتی که آلمانها در اروپا به راه انداختند، تعداد زيادي از دانشمندان بزرگ جهان از آزمايشگاههاي كپنهاگ، پاريس، زوريخ و كمبريدج به آمريكا فرار كردند. مرداني چون آلبرت آينشتين، انريكو فرمي، ليواسزيلارد، ادوارد تلر ( Edward Teller )، ماكس بورن ( Max Born ) و بعداً نيلز بوهر به آمريكا پناهنده شدند.
در سال 1939، حكومت وحشت هيتلر حمله به سراسر اروپا را آغاز كرد. اين اضطراب بزرگي در ميان دانشمندان پناهنده بود كه آلمان هنوز يكي از ملل اصلي در ميان دانشمندان جهان، براي كار در مورد توسعهي سلاح اتمي است . اين اضطراب و ترس موجه نشان ميداد.
تاريخچه ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای ( 2 )
پروژهي مانهاتان ( Manhattan Project )
ترس از بمب اتمي آلمان ليو اسزيلارد را به زحمت انداخت. در دوم آگوست 1939، او ادوارد تلر را وادار كرد كه به لانگ آيلند نيويورك بروند. آنها از آلبرت آينشتين خواستند نامهاي در مورد طرح خطرناك پروژهي بمب آلمان به رئيس جمهور روزولت
( Roosevelt ) ارائه دهد.
روزولت كميتهاي را براي تحقيق توليد سلاح اتمي مأمور كرد. در تابستان 1941، آنها برآورد كردند كه يک رآكتور هستهاي كه واكنش زنجيرهاي كنترل
شده توليد ميكند، ۵/5 سال ساخته میشود و بمب در حـدود4 سال ساخته
ميشود.
كميتهي MAUD
دانشمندان پناهندهي بريتانيايي نيز كميتهاي براي امكان مطالعهي طرح اتمي تشكيل دادند. در ژولاي 1941، گزارش كـميتهي كـاربـرد نـظامـي واپـاشي اورانيوم ( Military Application of Uranium Disintegration ) يا ( MAUD ) سه توصيهي زير را پيشنهاد نمود:
1) كميته با دقت بررسي كرد كه طرح بمب اورانيومي عملي است و براي كسب نتايج سرنوشت ساز در جنگ مناسب است .
2) پيشنهاد گرديد كه كار با بالاترين درجهی اولويت در به دست آوردن سلاح و در كوتاهترين زمان ممكن انجام شود.
3) آنها اعلام كردند كه همكاري با آمريكا ادامه يابـد و به ويـژه در زمينـهي كـار آزمـايشگاهي گسترش پيدا كند.
دولت بريتانيا آخرين گزارش MAUD را در اوايل اكتبر به دولت ايالات متحده منتقل نمود.
سرانجام در 6 دسامبر 1941، رئيس جمهور روزولت كميتهي آمريكايي را در جهت تقويت كار ساخت بمب اتمي ترغيب كرد.
در سپتامبر 1942، پروژهي اتمي تحت امر بخش مهنـدسي ارتش در مانهاتـان قرار گرفت و بـه پروژهي مانهاتان مشهور شد. ژنرال لسلي گرووس ( General Leslie Groves ) در اين كميته قرار گرفت ( شکل ۵ ). قدم اول در جهت دستيابي به بمب اتمي، كشف واكنش زنجيرهاي خود به خودي كنترل شده بود.

شکل ( ۵ ). ژنرال لسلی گرووس
تاريخچه ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای ( 3 )
پيل اتمي فرمي
بدين ترتيب استفاده از پلوتونيوم ( محققان در بركلي آن را كشف كردند ) در ساخت بمب هستهاي دنبال شد، يك واكنش زنجيرهاي خودبخودي كنترل شده قابل دسترسي است. اين كار در آزمايشگاه متالوژي دانشگاه شيكاگو آغاز گرديد
( Met.Lab )؛ آن آزمايشگاه توسط انريكو فرمي هدايت ميشد، كسي كه در سال 1938 پس از برنده شدن در جايزهي نوبل از ايتاليا فرار كرده بود. كاركنان شامل جيمز فرانك ( James Franck )، ليو اسزيلارد، آوگن رابينويتچ ( Eugene Rabinowitch )، ادوارد تلر و آرتور كامپتون ( Arthur Compton ) بودند.
ساخت CP-1، يا پيل شمارهي يك شيكاگو، در استاديوم فوتبال و در زمين متروكهي اسكواش انجام شد. يك واكنش زنجيرهاي خودبخودی ايجاب ميكند كه در نهايت پس از هر شكافت حداقل يك نوترون به وجود بيايد كه توليد آن شكافت جديدي را آغاز ميكند. دانشمندان ساخت پيل يا راكتور را با دقت شروع كردند.
در دوم دسامبر 1942، بشر نخستين بار انرژي اتمي را مورد استفاده قرار داد. پيل فرمي 5/0 وات قدرت ( برق ) توليد ميكرد؛ ولي اين تمام قدرتي بود كه ايالات متحده براي شروع مرحلهي بعدي توسع ي بمب به آن نياز داشت. انرژي آزاد شده به
اندازهي نور مهتابي بود و نه بيشتر.
پيل شامل 771000 پوند گرافيت، 80590 پوند اكسيد اورانيوم و 12400 پوند فلز اورانيوم براي وقتي كه پيل بحراني ميشود، بود. هزينهي توليد و ساخت پيل در حدود يك ميليون دلار بود. پيل شكل بيضي مسطح گردشي داشت كه پهناي آن 25 فوت و ارتفاع آن 20 فوت بود (1 فوت= 48/30 سانتيمتر است ).
آغاز پروژه
در سال 1942، برنامهي آمريكا در جهت ساخت بمب اتمي بود. اگرچه واكنش زنجيرهاي خودبخودي كنترل شده ايجاد شده بود؛ ولي از پروژه چندين مسأله باقي بود: جداسازي اورانيوم، توليد پلوتونيوم و طراحي بمب.
در ژولاي 1943 جي. روبرت اپنهايمر ( J.Robert Oppenheimer )، استاد فيزيك در بركلي و كالتچ، مأمور هدايت توسعهي پروژهي بمب اتمي شد. در پروژهي مانهاتان تعداد زيادي از دانشمندان برجستهي اروپايي كه از دست نازيها فـرار كـرده بودند به طور گسترده همكاري ميكردند. در ميان آنها ليو اسزيلارد، انريكو فرمي، هانس بت
( Hans Bethe )، ويـكـتور وايـسكـوف ( Victor Weisskopf )، نـيلز بــوهر و جـرج كيستياكـووسكي ( George Kistiakowsky ) نيز حضور داشتند. همراه با آنها تعداد زيادي از بهترين فيزيكدانان آمريكايي نيز در پروژه حضور داشتند كه براي كار در پروژه در نيومكزيكو انتخاب شده بودند.
همچنين در پروژه شركتهايي همكاري ميكردند، مانند شركت سهامي Du Pont، كه در به كاربردن راهكارهاي علمي در توليد صنعتي همكاري و مساعدت مي كرد.
در اجراي پروژه بيش از صد هزار كارمند در سه مكان سري در آمريكا فعاليت ميكردند: سايت W در هانفورد ايالت واشنگتن، سايت X در اكريدج ايالت تنسي و سايت Y در لوس آلاموس ايالت نيومكزيكو.
اين سايتها براي مساعـدت در توسـعهي زرادخانهي هستهاي ايالات متحده باقي ماندند. هزينهي نهايي پروژهي مانهاتان بالاي 2 ميليارد دلار برآورد شده است.
تاريخچه ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای ( 4 )
سايت W : هانفورد
براي توليد پلوتونيم مورد نياز ( عنصري كه به صورت طبيعي وجود ندارد ) ، سه راكتور بزرگ مقياس در هانفورد واشنگتن ساخته شد. دانشمندان پروژهي مـانـهـاتان استخراج پلوتونيم از ميلههاي سوخت راكتور هستهاي را طرح ريزي كردند. كوشش هاي فراواني براي بالا بردن قدرت خروجي راكتورهاي هانفورد تا چندين مگاوات نسبت به راكتور شيكاگو با قدرت خروجي 5/0 مگاوات، نياز بود.
چون پلوتونيم عنصر متمايزي از اورانيوم است، آن را ميتوان به طريقهي شيميايي جداسازي كرد. كاركردن با پلوتونيم بسيار خطرناك است، چون كه اگر بلعيده شود يا استنشاق گردد، بسيار سمي است. روشهاي خاصي براي مهار اين فرايند توسعه يافته است. پلوتونيم استفاده شده در هر دو بمب ترينيتي ( Trinity ) و مرد چاق ( Fat Man ) در اين سايت توليد شدند. در هر روز چند صد گرم پلوتونيم در راكتورهاي هانفورد توليد ميشد.
ü يكي از سه راكتور اصلي در هانفورد براي توليد پلوتونيم بمبهاي اتمي استفاده ميشد. هانفورد هنوز در حال كار است و يكي از آلودهترين مكانهاي هستهاي در سطح جهان به حساب ميآيد.
سايت X : اكريدج
سايت پروژهي مانـهاتان در اكـريـدج ايـالت تنسـي، بـه طـور ويـژه بـراي جـداسازي ايـزوتوپي اورانيوم -235 ( U –235 ) از اورانيوم 238 ( U-238 ) طرح ريزي شده بود.
فرايند جداسازي با دو روش مختلف دنبال ميشد. روش اول جداسازي الكترومغناطيسي بود. در اين روش مغناطيس حلقوي شكلي وجود داشت كه U-235 را از U-238 جدا ميكرد. مقادير بزرگي الكتريسيته براي فرآيند جداسازي الكترومغناطيسي مورد نياز است. براي تأمين قدرت مورد نياز از Valley Authority تنسي استفاده شد. دليل اصلي انتخاب اين سايت در حقيقت همين مسأله بود.
روش دوم، پخش گازي بود. در اين فرآيند اورانيوم به صورت تركيب گازي از ميان رشتهاي در حدود 4000 سلول پخش ميشود. به علت جرم پايينتر، U-235 تا اندازهاي سريعتر از U-238 پخش ميشود و بدين طريق جداسازي صورت ميگيرد. اين روش جايگزين روش جداسازي الكترومغناطيسي شد.
جداسازي الكترومغناطيسي
كالوترن: تترافلوئوريد اورانيوم ( UF4 ) يـونيزه ميشـود و بـه داخل ميـدان مغناطـيسي كالـوتـرن شتاب داده ميشود. ايزوتوپ U-235 كمان كوچكتري نسبت به ايزوتوپ U-238 كه سنگينتر است ميسازد و ميتواند جداسازي شود. اين فرآيند چندين بار تكرار شده تا درجهي اورانيوم براي سلاح يا راکتور به دست آيد.
پخش گازي
نمونهی جريان گاز: گاز هگزا فلوئوريد اورانيوم ( UF6 ) به سرعت از ميان جداساز نفوذپذير عبورميكند. چون كه U-235 پخش شده با سرعت بيشتر از جداساز نسبت به U-238 عبور ميكند، U235F6 با گام 0043/1 % غني سازي ميشود. اين فرآيند نياز به حدود 4000 مرحلهی متصل شده به هم دارد كه روش بسيار پيچيدهاي جهت رسيدن به بيشترين درصد غني سازي است.
سايت Y : لوس آلاموس
اين سايت در يك زمين هموار دورافتاده در شمال نيومكزيكو بنا شد، سايت Y خانهاي براي هزار دانشمند و خانوادهايشان شد. ناشناسي و گمنامي در آنجا قانون بود و اسامي معروف، مخفي و پنهان شده بود. انريكو فرمي، هنري فارمر و نيلز بوهر، نيكولاس بيكر ناميده شدند و ....
نخستين مسألهي حاشيهاي گروه بمب اپنهايمر در لوس آلاموس به وجود آوردن جرم بحراني بود، در حالي كه از احتراق زود هنگام يا واكنش زنجيرهاي كند بايد جلوگيري ميشد. اين گروه دو نوع طراحی بمب را توسعه دادند: طرح نوع تفنگي و طرح نوع انفجاري.
طرح نوع تفنگي محض براي طراحي بمب اورانيومي استفاده شد. طرح انفجاري براي بمـب پـلوتونيمي استفاده شد، چون كه ميزان شكافت خودبخودي مانع استفاده از طرح نوع تفنگي میشد.
تاريخچه ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای ( 5 )
پروژهي بمب آلمان
وقتي كه ارتش متفقين از دو طرف به سمت پاريس حمله كردند ، يك گروه ويژه كه آلسوس ( ALSOS ) نام داشت، از پشت عقبه را محاصره كردند. در نوامبر 1944، گروه آلسوس وارد استراسبورگ، محل پروژهي بمب آلمان شدند. پايگاه پروژهی بمب آلمانها به طور قطعي آشكار گرديد.
ساموئل گلداسميت ( Samuel Goldsmit )، فيزيكدان هلندي تيم آلسوس را همراهي ميكرد. طبق مطالعهي اسناد به دست آمده، او اظهار كرد كه، نتايج غير قابل ترديد است … . آلمان بمب اتمي و هر شكل مناسب ديگري در اختيار ندارد. آنها دو سال از پروژهي مانهاتان عقب هستند. در واقع، آنها كارخانه و تأسيساتي براي توليد اورانيوم و پلوتونيم مورد نياز براي بمب، در اختيار نداشتند .
پس از شكست در نبرد Bulge در اواخر سال 1944، بديهي بود كه سقوط آلمان چند ماهي بيشتر طول نمیكشد. بنابراين مشخص بود كه نتيجهي كار پـروژه اگر بـمب اتمي باشد، نه عـليه آلمان بلكه عليه ژاپن استفاده ميشود.
ترديدات به وجود آمده
كار پروژه بدون ترديد و با پشتکار ادامه داشت. در 30 سپتامبر 1944، در واقع چند ماه قبل از اينكه از كار بمب اتمی اطمينان حاصل شود، جيمز كانانت ( James Conant ) و وانوار بوش ( Vannevar Bush ) نامهاي هشدار آميز براي وزير جنگ، استيمسون ( Henry Stimson ) فرستادند. آنها خواستار اين نکته شدند كه آمريكا نخستين بمب را قبل از آنكه عملاً آنرا عليه ژاپن استفاده نمايد، آشكار كند.
اين ترديد بعد از مي 1945، زماني كه آرتور كامپتون رئيس آزمايشگاه متالوژي بيانيهاي به مافوقش ارائه كرد، مجدداً به وجود آمد. نخستين نكتهی مهم در اين نامه، ترديد در مورد اينكه نخستين بمب هستهاي چگونه استفاده شود، بود .… در آن نامه، ترديد در مورد كشتار جمعي واقعي براي اولين بار در تاريخ مطرح شده بود.
در ژولاي 1944، نيلز بـوهـر نـامـهاي غير رسمي براي رئيس جمهور آمريکا فرستاد. در آن نامه پدر فيزيك اتمي، آيندهي عصر اتمي را بررسي كرده بود. او مخصوصاً خبر داده بود كه هر مزيتي بمب اتمي ممکن است داشته باشد؛ ولی مهمتر، تهديد هميشگي براي امنيت بشري است.
تاريخچه ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای ( 6 )
كميتهي موقت
كار كميتهي موقت بهواسطهي پيشنهاد استيمسون در مي 1945 براي مطالعهي تمام كاربردهاي بمب اتمي آغاز شد. كـميته در برگيرندهي هنري استيمسون، جرج هاريسون ( George Harrison ) ( معاون وزير جنگ، جيمز بايرنز ( James Byrnes ) ( نماينده ي ترومن )، رالف بارد ( Ralph Bard ) از نـيـروي دريـايـي، ويليام كلايـتون
( Wiliam Clayton ) از وزارت خارجه، وانوار بوش و جيمز كانانت بود. اين کميته، با هيئت علمي مركب از متخصصين فيزيك اتمي متشكل از آرتور كـامـپـتـون، انريكو فـرمي، ارنست اُ . لارنس ( Ernest O.Lawrence ) و جي . روبرت اپنهايمر ( شکل 6 ) كامل شدند. كميتهی موقت از 9 مي تا 19 ژولاي 1945، هشت بار تشكيل جلسه داد. مكان جلسهي سرنوشت ساز در 31 مي در پنتاگون در نظر گرفته شد. در اين روز، جلسهي كميته با چهار مرد علمي هيئت مشورتي بود. آنها گزارش دادند كه: نظر كارشناسي دانشمندان همكار در مورد استفاده از اينگونه سلاحها منفي است ( متفق القول نيست ). آنها در مورد آشکار سازی ( اثبات ) فني طرح ( كاربرد نظامي )، براي وادار كردن به تسليم ژاپن متفق القول شدند. كساني كه از آشکار سازی فني طرح طرفداري ميكردند؛ خواستار ممنوع كردن استفاده از سلاحهاي اتمي شدند و از اين كه اگر هم اكنون اينگونه سلاحها استفاده شود واهمه داشتند؛ چون به موقعيتشان در مذاكرات آينده صدمه ميزد.

شکل ۶. جی. روبرت اپنهایمر
درخواست شيكاگو
در 12 ژوئن 1945، كميتهی موقت درخواست هفت دانشمند اتمي را در شيكاگو دريافت كرد. اين گروه كه توسط برندهي جايزهي نوبل، جيمز فرانك هدايت ميشد، استدلال كردند كه به زودي و بدون اطلاع قبلي به ژاپن حمله ميشود كه اين امر به صلاح نیست. آنها اعلام کردند كه اگر ايالات متحده اولين دولتي باشد كه اينگونه سلاحهاي جديد را كه ويراني نامشخص براي بشر دارد، استفاده كند؛ پشتيباني جهاني را از دست خواهد داد و موجب مسابقهي تسليحاتي ميشود و به آيندهي كنترل بين المللي بمبهاي اتمي صدمه
ميزند. اين درخواست به گزارش فرانك معروف شد. در اين گزارش پيشنهاد شده بود كه آشكار كردن ( اثبات تجربي ) سلاح بهترين خدمت به آيندهي منافع ايالات متحده است؛ ولي بر اميدهاي متوقف كردن استفاده از بمب خط بطلان كشيده شد؛ چون كه كميتهي موقت پيشنهادات زير را عرضه كرد:
1) بمب بايد هرچه زودتر عليه ژاپن استفاده شود.
2) بمب بايستي براي دو هدف استفاده شود. اين دو هـدف تأسيسات نظامـي يا كارخانـههاي توليد تجهيزات جنگي ميباشد كـه خـانـههاي نزديك و سـايــر ساختمانهاي مـجاور كـه مستعد بيشترين خسارت هستند را در برميگيرد.
3) بمب بايد بدون اخطار قبلي استفاده شود.
نيروي دريايي زير نظر بارد از قراردادش به علت اين سه نكته صرف نظر كرد. او احساس كرد كه چنين اقدامي ننگين ميباشد و نيروي دريايي سهمي در آن ندارد.
اسزيلارد و آنهايي كه مخالفت ميكردند معتقد بودند كه استفاده از بمب باعث پيروزي نميشود. آنها اعتراض خود را نسبت به استفادهي قريبالوقوع بمب اتمي ادامه دادند.
شصدوهشت دانشمند در اكريدج توصيه كردند كه قبل از اينكه سلاح بدون محدوديت در جنگ فعلي استفاده شود، قدرت سلاح به قدر كافي توصيف و آشكار شود و ملت ژاپن نيز بايد فرصت بررسي نتيجه را قبل از اين كه از تسليم امتناع كند را داشته باشد. براي رسيدگي به رأي دانشمندان كه در 12 ژولاي اتفاق افتاده بود، كوشش فراوان شد. وقتي كه دكتر فارينگتون دانيل ( Farrington Daniels )، مدير آزمايشگاه متالوژي، از 150 دانشمند كارمند در پروژهي بمب اتمي، به منظور به دست آوردن نظراتشان در مورد اين كه چگونه بمب استفاده شود، نظرسنجي كرد؛ اكثريت از آشکار سازی بخشی از طرح طرفداري كردند.
تاريخچه ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای ( 7 )
آزمايش ترينيتي ( Trinity )
در ژولاي 1945، دانشمندان به خـانـهي مـزرعــهاي قـديـمـي در حــدود 100 مـايـلي جـنـوب لـوس آلامـوس ( Los Alamos ) ـ اين سـفـر، سفر مـرگ ( Jornada del Moerto ) نـامـيـده شد ـ در صـحـراي آلاموگوردو ( Alamogordo Desert ) در جنوب نيومكزيكو اسباب كشي كردند.
به علت اين كه پلوتونيم ميزان بيشتري شكافت خودبخودي نسبت به اورانيوم ايجاد ميكند، روشهاي مختلفي براي به دست آوردن جرم بحراني از آن پايه گذاري شده است. ست ندرماير (Seth Neddermeyer ) و جيمز تـاك ( James Tuck ) ايدهي استفادهي انفجار در به دست آوردن جرم بحراني از پلوتونيم را توسعه دادند.
دانشمندان از طرح انفجاريشان مطمئن نبودند و نياز به آزمايش داشتند. گجت
( Gadget ) ( توسط فيزيكدانان در لوس آلاموس ناميده شد ) در سايتي بر روي برجي به بلندي 100 فوت قرار داده شد ( شکل 7 ). اپنهايمر آزمايش را ترينيتي لقب داد.

شکل ۷. طرح Gadget که دز صحرای آلاموگوردو منفجر شد.
در 16 ژولاي 1945، در ساعت 5:29:45 قبل از ظهر، نوري كه هزاران بار درخشانتر از نور خورشيد بود به صورت درهاي بالا آمد، ابر قارچي شکلی به آسمان صعود كرد ( شکل 8 ).

شکل ۸. ابر قارچی آزمایش Trinity.
گجت بازدهي معادل 19 كيلوتن T.N.T داشت. بازدهي مرد چاق، بمبي كه در ناگازاكي منفجر شد، با بازدهي گجت يكسان بود.
نظر به اين كه طرح ترينيتي در بالاي برج منفجر شد، گوي آتشين با زمين تماس پيدا كرد و مقادير بزرگي از خاك را پراكنده نمود.
ذرات سنگين و راديواكتيو به سرعت ته نشين میشود، كه اينها به وجود آورندهي مقادير معلوم ريزش منطقهاي ميباشد. انفجار گودالي با عمق ده فوت و پهناي 5/0 مايل به وجود آورد و لايهي نازكي از راديواكتيو به ضخامت شيشه را باقي گذاشت.
با اين تفاسير، كوششهايي براي به وجودآوردن مكان ثابتي به عنوان پارك ملي شده است، سايت ترينيتي در كنترل نظامي ( ارتش ) باقي مانده است و فقط در اولين شنبه اكتبر هر سال براي عموم باز ميشود.
آمادگي هاي نهايي:
با موفقيت آزمايش ترينيتي، آمادگيهاي نهايي براي استفادهي بمب در ژاپن به وجود آمده بود. يک سال قبل از آزمايش، گروه بمب 509 تحت فرماندهي سرهنگ پاؤل تيبتس ( Col Paul Tibbets ) براي مأموريت در يک پايگاه هوايي مجزا در وندوور ايالت يوتا ( Wendover Utah ) مستقر شدند. به سبب آثار بمب اتمي براي بمب افكن كه توانايي اجتناب از موج شوك را پيدا كند به صورت وسيع آزمايش و تمرين انجام شد.
در اول آگوست 1944، جزيرهي مرجاني تينيان (Tinian ) در نظر گرفته شد. اين جزيره در 1500 مايلي جنوب شرقي ژاپن قرار دارد. اين پايگاه به سرعت پايگاه هوايي اصلي براي تعقيب حملات هوايي در ژاپن شد.
در دهم ژوئن 1945، گروه بمب 509 و بمب افكنهاي جديد B -29 وارد جزيرهي تينيان شدند. آن پايگاه به خاطر مسير طولاني انتخاب شده بود؛ چون كه اين بمب افكنها داراي بار سنگيني هستند، پس نياز به پرواز طولاني دارند.
اجزاء ( تركيبات ) حساس ( بحراني ) بمبهاي اتمي كه مرد چاق ( Fat Man ) و پسر كوچك (Littl Boy ) لقب گرفته بودند از طريق كشتي آمريكايي ايندياناپوليس
( U.S.S.Indianapolis ) روانهي جزيرهي تينيان شدند. اين دو بمب در تينيان اسمبل شدند. با اسمبلي نهايي پرواز انجام گرديد.
تاريخچه ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای ( 8 )
هيروشيما ( Hiroshima )
در ششم آگوست 1945، بمب افكن آمريكايي B-29 كه انولا گي ( Enola Gay ) نام داشت، جزيرهي تينيان را به مقصد هيروشيماي ژاپن ترك كرد. اين مأموريت توسط سرهنگ پاؤل تيبتس خلباني میشد. هيروشيما به عنوان هدف اوليه انتخاب شده بود. از آنجايي كه هيروشيما از حملات بمبارانها دست نخورده باقي مانده بود؛ اثرات بمب به وضوح ميتوانست اندازهگيري شود.
بمب نوع تفنگي اورانيوم ـ 235 (U-235 ) كه پسر كوچك نام داشت، در ساعت 08:16:2 قبل از ظهر منفجر شد ( شکل9 ). اين بمب، بلافاصله 80 تا 140 هزار نفر را كشت و بيش از 100 هزار نفر را به شدت مجروح كرد. زندگي جامعهي فعال هيروشيما متوقف شد.

شکل ۹. پسر کوچک بمبی که بر هیروشیما فرود آمد.
بمب تقريباً بر بالاي مركز شهر، حدود70 ياردي ( هر يارد برابر 9144/0 متر است ) جنوب شرقي سالن ترويج صنعت ( كه هم اكنون به گنبد بمب اتمي مشهور است )، منفجر شد ( شکل 10).

شکل ۱۰. ابر اتمی بر روی شهر هیروشیما.
همهي ساختمانهاي چوبي در يك و يك چهارم مايلي ويران شدند. آتش ناگهان همه جا را فراگرفت، شيشهي پنجرهها تا ده مايلي خرد شدند و موج شوك تا فاصلهي قابل ملاحظهي 37 مايلي احساس شد. بازدهي انفجار بـمـب پـسـر كـوچـك، تـقـريـبـاً مـعـادل 5/12 كـيـلـوتـن T.N.T بود ( شکلهای 1۱، 1۲ و 1۳ ). كـمـك خـلـبـان اين پرواز، سروان روبـرت لـويس ( Robert Lewis )، اظهار كرد كه: خداي من! ما چه كاري انجام داديم؟

شکل ۱۱. آثار بمب پسر کوچک بر شهر هیروشیما.

شکل ۱۲. ویرانی های شهر هیروشیما.

شکل ۱۳. ساختمان های مقاومی که از بمباران هیروشیما باقی مانده اند.
تاريخچه ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای ( 9 )
ناگازاكي ( Nagasaki )
در نهم آگوست 1945، بمب افكن B-29 آمريكايي بوكس كار ( Bock’s Car) در حالي تينيان را ترك كرد كه بمب نوع انفجاري پلوتونيمي مرد چاق ( شکل 14 ) را حمل
ميكرد. هدف اوليه زرادخانهي ككورا ( Kokura Arsenal ) بود، ولي نزديك زدن هدف، آنها دريـافـتنـد كـه انـبـار تـوسـط خـاك، مـه و دود پـنـهـان ( پـوشـيـده ) شــده اســت. خـلبـان چـارلـز اســويـنـي ( Charles Sweeney ) بــه هـدف دومـي كـه كـارخـانـهي مـيـتسـوبـيـشـي ( Mitsubishi Torpedo Plant ) در ناگازاكي بود، تغيير جهت داد ( شکلهای 15، 16و 17 ).

شکل ۱۴. مرد چاق بمبی که بر ناگازاکی فرود آمد.
شکل ۱۵. ابر اتمی بر روی شهر ناگازاکی.
شکل ۱۶. ویرانی های شهر ناگازاکی.

شکل ۱۷. نمایی از کارخانه میتسوبیشی شهر ناگازاکی.
از 286000 افراد ساكن در ناگازاكي در لحظة انفجار، 74000 كشته و 75000 نفر نيز به شدت مجروح شدند. به علت جغرافياي نسبي منطقهي ناگازاكي و تا حدي اين واقعيت كه بمب حدوداً 2 مايل دورتر از هدف انداخته شده بود آسيب كمتر از حد انتظار بود. بازدهي بمب 22 كيلوتن برآورد شده بود.
تا سال 1950 بالاي 140000 نفر به علت نتيجهي مستقيم بمباران اتمي هيروشيما و ناگازاكي جان خود را از دست دادند. به علت هرج و مرج در لحظهي انفجار و كاهش حد نصاب جمعيت اين دو شهر، آمار چشمگير كشتهها و زخميها تقريبي بود.
در 15 آگوست، ژاپن موافقت نامهي پوتسدام ( آلمان ) ( Potsdam Agreement ) را پذيرفت. بدين ترتيب جنگ دوم جهاني پايان يافت.
تاريخچه ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای ( 10 )
پس از انتشار 9 قسمت از تاريخچهی ساخت و آزمايشات سلاحهای هستهای و استقبال نسبتاً خوب خوانندگان محترم، به دلايل مختلف از ادامهی آن منصرف شدم. اميد است در آيندهی نزديک بتوانم آن را ادامه دهم. در قسمتهای بعدی سعی بر اين است که در مورد معاهدات مربوط به سلاحهای هستهای و انرژی هستهای مطالبی منتشر کنم تا خوانندگان محترم با مسائل حقوقی اين موضوع آشنا شوند. هدف از انتخاب اين موضوع، بیشتر برداشتها و تبعيضهای دوگانه در مورد استفادهی صلح آميز از انرژی هستهای است.