رسانة ديجيتال
كاربري پديده ديجيتال در فن آوري و تسهيل زندگي روزمره روشن تر از آفتاب است اما آنچه اين پديده شگفت انگيز در جهان معنا پديد آورده است ، آنچنان هويدا نيست كه شايسته آن است
نوشته: فواد عفراوی
كاربري پديده ديجيتال در فن آوري و تسهيل زندگي روزمره روشن تر از آفتاب است اما آنچه اين پديده شگفت انگيز در جهان معنا پديد آورده است ، آنچنان هويدا نيست كه شايسته آن است.رسانه هاي مفهومي چون نوشتار ، گفتار ، سينما ، موسيقي ، نقاشي و... نياز به ابزارهاي خاص خود دارند تا امكان وجود بيابند. قلم ، زبان ، دوربين ، ساز ، قلم مو و... فن آوري ديجيتال در تمامي عرصه هاي مفهومي ابزارها را به شكلي كامل كرده كه مفهوم به سادگي در رسانه هاي سهل الوصول آنچنان دچار تكثر مي شود كه به راستي مي توان گفت كه در كنار هررسانه همزادي قدم به عرصه وجود نهاده كه گوياي همان سخن قديمي مارشال مك لوهان جامعه شناس است كه مي گويد تلويزيون خود يك رسانه مستقل در رديف ديگر رسانه هاست و حال مي توان با توسل به سخن او گفت كه ديجيتال خود يك رسانه مستقل در رديف ديگررسانه هاست.
در فن آوري ديجيتال تكثير به سرعت و با كمترين تخريب كيفي شكل مي گيرد. تكثير يك رسانه مفهوم را تعميم مي دهد و عموميت دادن به مفهوم جهان تازه اي پديد مي آورد كه مفاهيم تازه اي را مي زايد وزايش مفاهيم حضور ذهن انسان را توسعه مي دهد و توسعه ذهن انسان منتج به رخدادي ديگر در فن آوري مي شود و اين زنجيره دومينو وار به پيش مي رود .كيفيت يكي از مهم ترين ويژگي هاي فن آوري ديجيتال است و به هنگامي كه ابزارهاي ديجيتال با كمترين هزينه اي نسبت به ابزارهاي آنالوگ در دسترس باشد و هيچ ترديدي هم در كيفت وجود نداشته باشد؛ بديهي است كه ابزارهاي ديجيتال انتخاب اول خواهد بود .( در برخي از ابزارهاي صوتي فن آوري ديجتال با آنالوگ در هم آميخته شده كه فن آوري ديگري است.) اين ويژگي رخداد تازه اي را
پديد مي آورد . امكان استفاده از ابزارهاي ارزان و با كيفيت ساختارهاي تازه اي را موجب مي شود كه نيروهاي خلاقه مستعد را به سوي ساختار شكني رهنمون مي كند . در سينما امكان تصوير برداري انبوه و بي هيچ عامل محدود كننده ( هزينه مواد خام ) آزادي در اجرا را سبب مي شود و به هنگام تدوين در فرآيند ديجيتال امكان گزينش هاي بي شماري در زمان كوتاه ميسر است كه بي گمان تدوين گر تصاوير همه ترديد هايش را در همنشيني تصاوير به يقين مبدل مي كند و چه بسا كه ساختار نويي را بيافريند. در كار نوشتن همان سازوكار تدوين حاكم است اما با واژه ها ، عبارات و فصول و در كل مضامين. حضور فرحبخش ديجيتال در گرافيك آنچنان آشكار است كه قدري نگران كننده مي نمايد. ظرفيت بسيار بالا در انتخاب رنگ، حجم، سطح، نقش مايه ، علائم ، جهره ، بيني ، چشم ، گوش، دست ، پا و... معتقدم كه گرافيست شايد بعضي وقت ها از هجوم اين همه همراه سردرگم شود و به جاي آن نطفه اوليه اي كه در ذهنش شكل گرفته بود هيولائي سر در بياورد كه با اوغريب است اما لعبتكي دلرباست و آنچنان فريبنده كه او را مقهور مي كند و كار را نهائي مي پندارد. تفاوت اين رسانه با سينما و ديگر رسانه هائي كه از ابزارهاي ديجيتال استفاده مي كنند در اين است كه در گرافيك شكل واقعيت از منظر يك چشم نيست بسته هاي آماده قوطي در شكل هاي مختلف كه مي توان پنداشت از منظر گرافيست هاي بي شماري است كه ارائه مي شود. اما در سينما كثرت تصوير برداري از مضمون هاي از پيش آماده اي است كه واقعيتي يكسان در چشم همه ما است . اما در نظر يكي است كه به حقيقت بدل مي شود. بايد قدري افسار اين ابزار را در قلمرو گرافيك كشيد تا بد نامي را نصيب ديجيتال نكند.
تامل در حضور گسترده فن آوري ديجيتال در هنر به رغم انديشه محافظه كاران كه اين رخداد را روند تخريبي هنر مي پندارند.اين گونه نيست . به خدمت گرفتن پديده تازه در عرصه هنر نياز به نقد سازنده دارد نه نقد تخطئه گر . گرافيك به مرزهاي تخريبي نزديك شد و بسته هاي آماده تصويري توان خلاق را به عرصه كپي برداري كشاند اما مگر نخبگان بي هيچ گزندي نتوانستند ادامه حيات خلاقه خود را ممكن كنند. مگر در سينما آنچنان تجربه گرايي فزوني نيافت كه مرزهاي حرفه اي گري و تجربه گرايي را در هم آميخت. در نزد اهالي قلم آرايش متن به كمك ابزارهاي ديجيتال با چنان سرعتي شكل مي گيرد كه هجوم تراوشات خلاقه را مي توان بي هيچ اضطرابي به نظم در مي آورد. موسيقي به كمك قالب هاي ديجيتال به شكل سرسام آوري منتشر مي شود و توليد در آميزه اي از بي مايه گي و پر مايگي به قوام مي رسد، تا در پديد آيد. زماني عكاسي در طرح نظر خود در باره اختراع عكاسي گفت كه تنها مي توانم بگويم كه آنقدر از حضور اين فن آوري شادمانم كه مي خواهم به جاي تقديس آن، عكسم را بگيرم . اگر مي خواهيم از اين فن آوري عزيز نهايت سود را ببريم بايد نگذاريم كه نيروي خلاقه ما را نابود كند. نبايد با ارج نهادن به اين فن، ذهن خود را به فراموشي سپاريم. بايد از حضور اين پديده شادمان باشيم. و عرصه هاي ابزاري آن را به خدمت بگيريم. نه آن كه در خدمت آن باشيم.
نوشته: فواد عفراوی
كاربري پديده ديجيتال در فن آوري و تسهيل زندگي روزمره روشن تر از آفتاب است اما آنچه اين پديده شگفت انگيز در جهان معنا پديد آورده است ، آنچنان هويدا نيست كه شايسته آن است.رسانه هاي مفهومي چون نوشتار ، گفتار ، سينما ، موسيقي ، نقاشي و... نياز به ابزارهاي خاص خود دارند تا امكان وجود بيابند. قلم ، زبان ، دوربين ، ساز ، قلم مو و... فن آوري ديجيتال در تمامي عرصه هاي مفهومي ابزارها را به شكلي كامل كرده كه مفهوم به سادگي در رسانه هاي سهل الوصول آنچنان دچار تكثر مي شود كه به راستي مي توان گفت كه در كنار هررسانه همزادي قدم به عرصه وجود نهاده كه گوياي همان سخن قديمي مارشال مك لوهان جامعه شناس است كه مي گويد تلويزيون خود يك رسانه مستقل در رديف ديگر رسانه هاست و حال مي توان با توسل به سخن او گفت كه ديجيتال خود يك رسانه مستقل در رديف ديگررسانه هاست.
در فن آوري ديجيتال تكثير به سرعت و با كمترين تخريب كيفي شكل مي گيرد. تكثير يك رسانه مفهوم را تعميم مي دهد و عموميت دادن به مفهوم جهان تازه اي پديد مي آورد كه مفاهيم تازه اي را مي زايد وزايش مفاهيم حضور ذهن انسان را توسعه مي دهد و توسعه ذهن انسان منتج به رخدادي ديگر در فن آوري مي شود و اين زنجيره دومينو وار به پيش مي رود .كيفيت يكي از مهم ترين ويژگي هاي فن آوري ديجيتال است و به هنگامي كه ابزارهاي ديجيتال با كمترين هزينه اي نسبت به ابزارهاي آنالوگ در دسترس باشد و هيچ ترديدي هم در كيفت وجود نداشته باشد؛ بديهي است كه ابزارهاي ديجيتال انتخاب اول خواهد بود .( در برخي از ابزارهاي صوتي فن آوري ديجتال با آنالوگ در هم آميخته شده كه فن آوري ديگري است.) اين ويژگي رخداد تازه اي را
پديد مي آورد . امكان استفاده از ابزارهاي ارزان و با كيفيت ساختارهاي تازه اي را موجب مي شود كه نيروهاي خلاقه مستعد را به سوي ساختار شكني رهنمون مي كند . در سينما امكان تصوير برداري انبوه و بي هيچ عامل محدود كننده ( هزينه مواد خام ) آزادي در اجرا را سبب مي شود و به هنگام تدوين در فرآيند ديجيتال امكان گزينش هاي بي شماري در زمان كوتاه ميسر است كه بي گمان تدوين گر تصاوير همه ترديد هايش را در همنشيني تصاوير به يقين مبدل مي كند و چه بسا كه ساختار نويي را بيافريند. در كار نوشتن همان سازوكار تدوين حاكم است اما با واژه ها ، عبارات و فصول و در كل مضامين. حضور فرحبخش ديجيتال در گرافيك آنچنان آشكار است كه قدري نگران كننده مي نمايد. ظرفيت بسيار بالا در انتخاب رنگ، حجم، سطح، نقش مايه ، علائم ، جهره ، بيني ، چشم ، گوش، دست ، پا و... معتقدم كه گرافيست شايد بعضي وقت ها از هجوم اين همه همراه سردرگم شود و به جاي آن نطفه اوليه اي كه در ذهنش شكل گرفته بود هيولائي سر در بياورد كه با اوغريب است اما لعبتكي دلرباست و آنچنان فريبنده كه او را مقهور مي كند و كار را نهائي مي پندارد. تفاوت اين رسانه با سينما و ديگر رسانه هائي كه از ابزارهاي ديجيتال استفاده مي كنند در اين است كه در گرافيك شكل واقعيت از منظر يك چشم نيست بسته هاي آماده قوطي در شكل هاي مختلف كه مي توان پنداشت از منظر گرافيست هاي بي شماري است كه ارائه مي شود. اما در سينما كثرت تصوير برداري از مضمون هاي از پيش آماده اي است كه واقعيتي يكسان در چشم همه ما است . اما در نظر يكي است كه به حقيقت بدل مي شود. بايد قدري افسار اين ابزار را در قلمرو گرافيك كشيد تا بد نامي را نصيب ديجيتال نكند.
تامل در حضور گسترده فن آوري ديجيتال در هنر به رغم انديشه محافظه كاران كه اين رخداد را روند تخريبي هنر مي پندارند.اين گونه نيست . به خدمت گرفتن پديده تازه در عرصه هنر نياز به نقد سازنده دارد نه نقد تخطئه گر . گرافيك به مرزهاي تخريبي نزديك شد و بسته هاي آماده تصويري توان خلاق را به عرصه كپي برداري كشاند اما مگر نخبگان بي هيچ گزندي نتوانستند ادامه حيات خلاقه خود را ممكن كنند. مگر در سينما آنچنان تجربه گرايي فزوني نيافت كه مرزهاي حرفه اي گري و تجربه گرايي را در هم آميخت. در نزد اهالي قلم آرايش متن به كمك ابزارهاي ديجيتال با چنان سرعتي شكل مي گيرد كه هجوم تراوشات خلاقه را مي توان بي هيچ اضطرابي به نظم در مي آورد. موسيقي به كمك قالب هاي ديجيتال به شكل سرسام آوري منتشر مي شود و توليد در آميزه اي از بي مايه گي و پر مايگي به قوام مي رسد، تا در پديد آيد. زماني عكاسي در طرح نظر خود در باره اختراع عكاسي گفت كه تنها مي توانم بگويم كه آنقدر از حضور اين فن آوري شادمانم كه مي خواهم به جاي تقديس آن، عكسم را بگيرم . اگر مي خواهيم از اين فن آوري عزيز نهايت سود را ببريم بايد نگذاريم كه نيروي خلاقه ما را نابود كند. نبايد با ارج نهادن به اين فن، ذهن خود را به فراموشي سپاريم. بايد از حضور اين پديده شادمان باشيم. و عرصه هاي ابزاري آن را به خدمت بگيريم. نه آن كه در خدمت آن باشيم.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۰۶/۲۳ ساعت 23:2 توسط مریم نظری
|